محمد يار بن عرب قطغان

269

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

منصور افراشته ، روى توجه به قلعه نهاد . و با آنكه خلق كثير بر سر راه مسلح و مكمل ايستاده بودند ، نيم‌شب به جوار قلعه رسيد و به اندك توجه مظفر و منصور به درون قلعه قرار فرمود . و روز ديگر تنگرى قلى بى با جمع از دلاوران ظفرپيكر از دروازه بيرون تاخت و مورچل مزيق اتاليق كه از معتبران بابا سلطان بود فرو گرفته ، سرش از تن ( 156 ب ) جدا ساخت . چنانچه جماعهء اعدا از صدمهء اين حادثه و مشاهدهء اين واقعه مهرّب و پريشان گشته ، از غايت ترس و هراس ترك محاصره نمودند و به صوب سمرقند مراجعت فرمودند . و بابا سلطان بنابر مضمون ، به لطايف مشحون ، وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ گام اهتمام در طريقهء مرضيهء مصالحه نهاد و كس به عتبهء كعبه مرتبهء حضرت قاسم شيخ عزيزان فرستاده ، به التماس شهر سبز پيغام داد . حضرت خان جم مرتبت ، بنابر شفاعت آن حضرت ، ولايت كش را به بابا سلطان تفويض نمود . بابا سلطان حكومت آن را به ابو الخير سلطان ارزانى داشت و خود رو به جانب تركستان گذاشت . ذكر آمدن درويش خان به عزم ملاقات عبد الله خان در سغد سمرقند و محاصره نمودن به اتفاق يكديگر قلعه سمرقند فردوس‌مانند و چون روز چند بر اين واقعه گذشت ، درويش خان با سپاه فراوان به صوب سمرقند عزيمت نمود و كس به حضرت اعلى فرستاده ، از توجه خويش اعلام فرمود . و آن حضرت بعد از استماع اين حكايت ، عزم نهضت همايون به جانب سمرقند جزم ساخت و در تاريخ ماه رجب المرجب سنهء سبع و سبعين و تسعمائة به عزم ملاقات درويش خان حركت نموده ، در نواحى ساغرج با يكديگر پيوستند و به قصد محاصرهء سمرقند كوچ كرده در اطراف و جوانب او نشستند و از طرفين دلاوران جانبين آتش قتال افروختند . القصه ، بعد از آنكه ايام محاصره به چهل روز كشيد و زمان تحصين به امتداد رسيد ، جمعى از اشراف جهت اصلاح ذات البين به مصالحه كوشيده و درويش خان را بر آن داشتند كه كس به سدهء رفيعه روان كرده ، از آن حضرت التماس نمود كه مناسب آن مىنمايد كه حالا مراجعت نماييم و چون زمستان گذرد ، بهار بازآييم . و خان سكندرفرمان بنابر استدعا صواب ديد درويش خان ترك ( 157 الف ) محاصره نمود و عهد تازه كرده فرمود .